حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت خطبهای مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای بیان کرد.
متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:هفته گذشته عرض شد موضوع محبت الهی در زندگی بسیار مهم است و آثار فراوانی دارد و وقتی محبت الهی در دل ما جا گیر شد و، چون مخلوقات الهی نشانهای از لطف و محبت خدا است نگاه ما هم خیلی متفاوت خواهد شد در برخورد با آنها فلذا مسئله محبت خدای متعال یکی از اثراتش را در زندگی خانوادگی خودمان میتوان مشاهده کرد و همچنین در محیط اجتماعی خودمان، وقتی این محبت نسبت به یکدیگر براساس محبت الهی شکل گرفت، انسان از حالت بی تفاوتی نسبت به یکدیگر خارج میشوند.
اینکه مسلمانها با هم کاری نداشته باشند و هر کسی برای خود، دنیای جداگانهیی باشد و کاری به کار مسلمانهای دیگر نداشته باشد، در اسلام پسندیده نیست و یکی از فصول زندگی رسول اکرم (ص) این بود که این فضای بیتفاوتی را، به فضای محبت و همکاری و برادری و ایجاد یک مجموعهی همکار با یکدیگر تبدیل کند.
این، همان چیزی است که امروز هم در نظام خود، به وی احتیاج داریم.
مسلمانها نسبت به یکدیگر، باید با علاقه و دلسوزی و بدون ذرهیی بیتفاوتی، سروکار داشته باشند.
اینطور نیست که اگر شما دیدید مسلمانی مورد ابتلا به حادثهیی قرار گرفته است، از کنارش بیتفاوت بگذرید.
همکاری و همدردی و دلسوزی و محبت متقابل بین مسلمانها، یکی از کارهای بزرگ رسول اکرم (ص) بود.
آن بزرگوار، تا آن جا که حضور داشت و در سعهی وجودش بود، نمیگذاشت که در جامعهی اسلامی، مسلمانها - حتّی در یک مورد - نسبت به کسی بغض و کینه و عداوت داشته باشند.
پیامبر با حکمت و حلم خود، حقیقتاً یک محیط شیرین و سالم و فضای آغشته به محبت را به وجود میآورد.
نقل کردهاند که عرب بیابانگردی - که از تمدن و شهرنشینی و آداب معاشرت و اخلاق معمولی زندگی چیزی نمیدانست - با همان خشونت صحراگردی خود، به مدینه آمد و خدمت پیامبر رسید، آن حضرت، در میان اصحاب خود بودند.
وی ازش چیزی خواست که پیامبر هم به وی کمکی کردند، بعد که این را به وی بخشیدند، به وی گفتند: حالا خوب شد؟
من به تو نیکی کردم؟ راضی هستی؟ آن مرد، بهخاطر همان خشونت صحراگردی خود و صراحت و بیتعارفییی هم که اینگونه افراد دارند، بهخاطر آنکه ظاهراً این محبتها کمش بوده است، گفت: نه، هیچ کاری انجام ندادی و هیچ محبتی نکردی و اصلاً این چیزی نبود که تو به من دادی!
طبعاً اینگونه برخورد خشن نسبت به پیامبر، در دل اصحاب یک چیز ناخوشایند سنگینی بود.
همه عصبانی شدند، چند نفری که اطراف پیامبر بودند، خواستند با عصبانیت و خشم، به این عرب چیزی بگویند و عکسالعملی نشان بدهند؛ اما پیامبر فرمود: نه، شما به وی کاری نداشته باشید، من با وی مسأله را حل خواهم کرد.
از جمع خارج شدند و این اعرابی را هم با خودشان به منزل بردند و معلوم میشود که پیامبر در آنجا چیزی نداشتند که به وی بدهند؛ والّا بیشتر هم به وی میدادند، وی را به منزل بردند و باز چیزهای اضافهیی - مثلاً غذا یا لباس یا پول - به وی دادند.
بعد به وی گفتند: حالا راضی شدی؟ گفت: بله.
مرد، در مقابل احسان و حلم پیامبر شرمنده شد و اظهار رضایت کرد. پیامبر (ص) به وی فرمودند: تو چند لحظهی پیش، در مقابل اصحاب من حرفهایی زدی که آنها دلشان نسبت به تو چرکین شد، دوست داری برویم همین حرفهایی که به من گفتی و اظهار رضایت کردی، در مقابل آنها بگویی؟
گفت: بله، حاضرم، بعد پیامبر (ص) شبِ همان روز یا فردای آن روز، این عرب را برداشتند و در میان اصحابشان آوردند و گفتند: این برادر اعرابیمان خیال میکند که از ما راضی است؛ اگر راضی هستی، بگو.
وی هم بنا به ستایش پیامبر (ص) کرد و گفت: بله، من خوشحال و راضیم و - مثلاً - از رسول اکرم خیلی متشکرم؛ چون ایشان به من محبت کردند.
این سخنان را گفت و رفت. بعد که وی رفت، رسول اکرم (ص) رو به اصحابشان کردند و فرمودند: مَثَل این اعرابی، مَثَل آن ناقهیی است که از گلهیی که چوپانی آن را میچراند، رمیده و جدا شده باشد و سر گذاشته، به بیابان میدود. شما دوستان من، برای اینکه این شتر را بگیرید و وی را به من برگردانید، حمله میکنید و از اطراف، دنبال اش میدوید.
این حرکت شما، رمیدگی وی را بیشتر و وحشتش را زیادتر میکند و دستیابی به وی را دشوارتر خواهد کرد.
من نگذاشتم شما وی را بیشتر از آنچه که رمیده بود، از جمع ما برمانید، با محبت و نوازش، دنبالش رفتم و به گله و جمع خودمان برگرداندم.
این، روش پیامبر (ص) است و این یک نمونه است و مثالها زیاد است از سیره و روش پیامبر اسلام و اهل بیت طاهرینش (ع)، اگر محبت خدا در دل باشد نسبت به مخلوقات خداوند هم اینگونه انسان محبت میکند، آینگونه زندگی کردن ببینید چه لذتی دارد و حالا در یک زندگی خانوادگی چطور این محبت میتواند کارساز باشد و قوام و شیرازه زندگی را مستحکم کند.
آن رحماء بینهم اینگونه دقیق در زندگی ساری و جاری میشود.
انسان علاقه و محبت خودش را براساس محبت به محبوب تعیین و ترسیم میکند، هر چیزی رنگ و بویی از محبوب داشته باشد را انسان دوست میدارد، تفکر در نعمات الهی و ذکر کردن نعمات الهی در ایجاد و تقویت محبت الهی بسیار مهم است لذا در قرآن بارها نیبت به ذکر نعمت آیاتی بیان شده اذکروا نعمت الله علیکم، اگر محبت محبوب در دل باشد، تبعیت از محبوب را در پی خواهد داشت.
در کتاب شریف وسائل الشیعه / ج ۵ / ص ۱۱ از لسان مبارک و نورانی امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که فرمودند: ضَمِنْتُ لِسِتَّةَ عَلَى اللّه ِ الْجَنَّةَ، مِنْهُمْ رَجُلٌ خَرَجَ اِلَى الْجُمُعَةِ فَماتَ فَلَهُ الْجَنَّةُ در محضر خداوند براى شش گروه ضمانت بهشت نمودهام، یکى از آنان کسى است که به قصد نماز جمعه از منزل خارج شده و در آن حال مرگ وی فرا رسیده است.»
این عظمت نمازجمعه است که امیرالمومنین (ع) ضمانت بهشت میدهد.
راجع به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) که بخواهیم صحبت کنیم در دو نگاه است نگاه اول که نگاه به عظمت ایشان است که همه ما قاصر از درک شرافت و کرامت و عظمت این بانو بزرگ هستیم، اما از نگاهی دیگر حوزه رفتاری و سیره اش قابل بررسی و بهره برداری است بعنوان یک اسوه و الگو.
خدای متعال در قرآن راجع به دو زن بهعنوان اسوهی مؤمنین و دو زن [بهعنوان]نمونهی کافرین -ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِلَّذینَ ءامَنُوا امرَاَتَ فِرعَون، و بعد از یک آیه: وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمران - مثال زده است و برای مؤمنین -نه برای زنهای مؤمن؛ مرد و زن- دو نمونه آورده است.
با این نگاه میشود به این بزرگواران نگاه کرد بهعنوان نمونه و از آنها درس گرفت.
خب، فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها) صدّیقهی کبرا است در میان صدّیقین و صدّیقات، کبری است یعنی بزرگترین صدّیقه است این بزرگوار.
در میان ویژگیهای حضرت ویژگیهایی مطرح شده مانند «اَلطُّهرَةِ الطّاهِرَةِ المُطَهَّرَةِ التَّقیَّةِ النَّقیَّةِ الرَّضیَّةِ الزَّکیَّة» که همهی اینها کاربردی است؛ طهارت، با سه بیان که البتّه این سه بیان «طهر»، «طاهر» و «مطهّر» تفاوتهایی از لحاظ معنا با هم دارند. البتّه [هر]سه تعبیر اشارهی به طهارت و پاکیزگی است: طهارت روح، طهارت دل، طهارت مغز، طهارت دامان، طهارت سرتاسر زندگی.
خب این کاربردی است، این برای ما درس است؛ باید سعی کنیم خودمان را پاکیزه کنیم، باید تطهیر کنیم خودمان را؛ بدون طهارت باطن نمیشود به مقامات رسید؛ به حریم ولایت این بزرگوارها هم نمیشود رسید؛ طهارت باطن لازم است.
طهارت باطن، با تقوا است، با ورع است، با ملاحظه است؛ ملاحظهی دائمی و مراقبت دائمی از خود طهارت بهوجود میآورد.
خب البتّه انسان ممکن الخطا است و ممکن است بر ما سیاهیهایی عارض بشود، امّا راه پاک کردنِ آن سیاهیها را هم خدا به ما نشان داده، یاد داده: توبه، استغفار. استغفار کنیم؛ استغفار، یعنی عذرخواهی کردن؛ «استغفر الله»، یعنی خدایا عذر میخواهم، معذرت میخواهم.
واقعاً، قلباً از ته دل از خدای متعال معذرت بخواهیم؛ این استغفار است، این پاک میکند آن سیاهی را و آن لکّه را.
ما این ویژگیها را بایستی بهعنوان الگو، بهعنوان اسوه، در نظر داشته باشیم و خودمان را به آن نزدیک کنیم.
در میان خصوصیّات دیگر برجسته و ممتاز فاطمهی زهرا (سلام الله علیها)، «جهاد تبیین» فاطمهی زهرا است. ایشان دو خطابهی ممتاز و نامدار ایراد کردند که یکی از آن دو خطابه، خطابهی معروف اش، «اَلحَمدُ لِلَّهِ عَلى ما اَنعَمَ وَ لَهُ الشُّکرُ عَلى ما اَلهَم» در جمع صحابه است که دربارهی این خطابه گفته شده که در ردیف بهترین خطبههای نهجالبلاغه است ــ آن کسانی که اهل بلاغت و اهل فهمند، اینجور گفتهاند؛ مملو است از معارف و حقایق ــ یکی هم آن خطبهی حضرت خطاب به زنان مهاجر و انصار است: «اَصبَحتُ وَ اللَهِ عائِفَةً لِدُنیاکُم قالِیَةً لِرِجالِکُم» به خدا در حالى صبح کردم که از دنیاى شما متنفرم، مردان شما را دشمن مى شمرم، و از آنها بیزارم.
این دو خطابه «جهاد تبیین» فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) در مدّت کوتاهی بعد از رحلت پیغمبر است.
برای اینکه بعد رحلت پیغمبر اکرم (ص) ۴۰ شبانه روز رفت درخانه انصار و مهاجر و غدیر را یادآوری کرد و کسی اهمیت نداد لذا فرمود از دنیای شما متنفرم و از مردان شما بیزارم و دشمن میدارم آنها را، یعنی کسی حتی مسلمان باشد، اهل نماز و روزه و مناسک دینی را انجام دهد، اما زندگی وی خالی از امام و تبعیت امام باشد، حضرت فاطمه (س) از وی بیزاری جسته است؛ لذا در جامعه شیعه مسئله تبعیت از امام بعنوان یک خط اصلی و راهبردی است، در زندگی الان ما هم همان خط دارد طی میشود به تجویز خود اهل بیت علیه السلام که مسیر ولایت فقیه را جلوی راه ما گذاشتهاند و ۴۶ سال است که پای ولایت متحد ایستادهایم و این رمز پیروزی ما است.
اما دشمن و دلدادگان وی در داخل این موضوع را بر نمیتابد و اصل ولایت فقیه و راهبردها و سیاسیتهای وی را خدشه دار میکنند و در برهههای مختلف دنبال حذفش و افکارش هستند به مدل و شکلها و ترفندهای مختلف، چند نکته لازم است اولا باید مرور کنیم اعتقادتمان را حول محور امامت و ثانیا تاریخ بخوانیم و از آن درس بگیریم و این خواندن هم باید مستمر باشد تا دچار فراموشی نشویم.
ثالثا باید در حوزه معنویت با برنامه ریزی دقیق حرکت کنیم و در این مسیر از حرکت نایستیم، چون پشتوانه ایستادگی ما در برابر دشمنان خدا همین معنویت است.
در هر کدام اختلالی ایجاد شود ما در مسیر حمایت و اطاعت از امام دچار چالش و مشکل خواهیم شد و در زمره کسانی قرار خواهیم گرفت که حضرت فاطمه زهرا (س) از آنها بیزار است لذا مجموعه فرهنگی و مسجد یا هیئت ما یا هر جای دیگر، اگر خروجی آن و مراسم و برنامه آن یک انسان بیتفاوت باشد و معتقد بشود که مسائل روز جامعه و مسائل بصیرتی و سیاسی به معنای واقعی کلمه نه سیاست بازی و اینها باید از ساحت مسجد و هیئت و مطالب و محتوا آن دور باشد، آن مسجد و هیئت و مجموعه فرهنگی دارد شخصی را تربیت میکند که حضرت زهرا (س) از وی بیزار است، همانطور که عرض کردم حضرت زهرا (س) از مردان مهاجر و انصار بیزاری جستند بدلیل فراموشی مسئله امامت و عدم حمایت و اطاعت از امام جامعه، لذا نکته دقیق و حساسی است.
نکته بعدی یکی از مذمتهایی که در اسلام شده و امامین انقلاب، نسبت به آن برگرفته از اسلام ناب محمدی واکنش نشان دادند و هشدار دادند، مسئله اشرافی گری است فرمودند اگر مسئولین ما درگیر اشرافیت بشوند، مردم هم دچار اشرافی گری خواهند شد و مسابقه در حوزه اشرافیت خواهد شد و بلاهایی که بر سر جامعه میآورد، با چشم هم چشمیهایی که اتفاق میافتد و برخی خانوادهها خودشان را به زحمت وام و قرض و خدانکرده نزول میاندازند که شرایط زندگی شان هم اندازه همسایه یا فلان قوم خویش کنند و خاصیت نفس انسان است که او را سوق میدهد و اگر مقابله نشود انسان را و به تبع آن جامعه را بیچاره میکند.
در حوزه بی حجابی هم همین مطلب هست نفس، انسان را به ورطههای خطرناکی میبرد و وقتی بی حجابی و برهنگی در جامعه آمد، انسانها بواسطه چشم هم چشمیها بر هم سبقت میگیرند که فلان دیدی چه ظاهر و لباسی داشت، خودش را به خرج میاندازند و خودش را ورطه خطرناک بیحجابی میکشاند تا شبیه بلکه از او جلو بزند، این خطر است که آن مسئولی که میگوید من قانون را اجرا نمیکنم و جریان حجاب یک مقوله سیاسی کردند که از رحمت خدا دور باشند کسانیکه حکم الهی را از ارزش میاندازند برای اهداف سیاسی روزمره خودشان، جامعه به سمت برهنگی سوق پیدا کند، دیگر هیچ خانوادهای در جامعه ایمن نیست حتی خانوادههای دینی و ارزشی، لذا باید امر به معروف و نهی از منکر در جامعه توسعه پیدا کند.
رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانش آموزان بمناسبت ۱۳ آبان نکات بسیار مهمی را مطرح کردند که از همه عزیزان میخواهم که متن بیانات را مطالعه کنند و ثمره این دقت و مطالعه و تحلیل کلام امام جامعه یکی اش این است که شما به منظومه فکری وی نزدیک میشوید و بسمن تطبیق فکر خودت و فکر امام حرکت میکنی.
این برای یک جامعه شیعه بسیار مهم بوده که علمای بزرگ ما کتب احادیث را جمع آوری کردند و حفاظت کردند.
تبیین بسیار دقیقی نسبت به علت دشمنی آمریکا و از طرف علت بیزاری مردم ایران از آمریکا را زیبا تبیین کردند که لازم همین نگاه و شیوه را در مسیر تبیینی خودمان توسعه دهیم که در لابلای مابحث خطبه دوم از برخی نکات این بیانات مهم استفاده شد.
خب کم کم شرایط کشور به سمت برگزاری انتخاباتی میرود که هم برای کشور و هم برای شهرها بسیار مهم و تاثیر گذار است، انتخابات شوراهای شهر که لازم است بواسطه چند بعدی بودن موضوع به صورت مفصل باید پیرامونش مباحثه شود که در هفتههای آینده به مرور موضوعات را عرض خواهم کرد ناظر به کلیت موضوع و مباحث مرتبط به شهر خودمان، اولین بحث ناظر به اهمیت شورای شهر است که بدلیل اینکه همه تاثیر شورا را در زندگی روزمره شان درک کردند خیلی شاید نیازی به بیان اهمیت آن نباشد، اما باز هم نکاتی را تقدیم خواهم کرد و همچنین با توجه به انحلال شورای شهر در این شهر گفتمانی غالب شده که نبود شورا برای ما بهتر از بودن شورا است که باز نکاتی را تقدیم خواهم کرد، چون وقت ما تمام شده فقط همین سرفصلها و البته سرفصلهای دیگری هم است که به مرور به توفیق الهی عرض خواهم کرد.
به پیج اینستاگرامی «شهروندالبرز» بپیوندید
instagram.com/shahrvand.alborz